خرید بک لینک
به شدت احساسِ ضعف وَ شکستگی میکنمانگار که من تو را، تو مرا، یک یا چهار فصلِ سیر زده ای(م)همه ي حرف ها را يك يا هزار بار نوشت ه يا گفت ه اَم، هِ یِ آخرِ تن-ها اَم به هر معنییادم نِی-اَ ست که يك جايي يك

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

بیست و چهار ساعتِ شبانه روزِ من-ایبه خاطرِ همان چند دقیقه ی کوتاهِ بودن اَتآنقدر توی ساعت های من گره میخوری وُمرا به عقربه ها میدوزیکه چهارشنبه هام به پنجشنبه می ماند بی توکه جمعه هام شنبه میشود از تو

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

ایستاده ام در نیمه ی همه چیزِ اینجا، دلم تبِ جاهایی را ندارداما جای دیگری باشد از اینجا بهتر، من که میروم، تو نمیروی؟من هر بارمیروم سفر بِ آ تنِ خسته برمیگردمهیچ کجایش هیچ چیز ندارد، تا جا دارم دلم ب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

پیچیده میشد تووی یک رخوت عمیق، عمیق از تفکراتِ بیهوده. مریض شده بود و ذهن بیمارش فقط به دنبالِ نتیجه، در حقیقت آنقدر مریض بود که یارایِ گرفتنِ نتیجه هم نداشت. فکر میکنم از آخرین بار که نتیجه ی دادگاه

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

سرباز,م،باز اَم که بعدِ بیش تَر از ده سال جنگ، تَر از ده سال جنگ،کُشته و کُشته شده، تنِ شکسته، با روحِ سرگردان،گرچه برای هیچ وُ گرچه برای پوچ جنگیده اَم، باز-گشته اَم اینجا رسیده اَم به خانه که بَم! نه

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

همفعولـ اآخ اَم ه آه هِ سرد َم عمیقگاوم سوره ی بقرةآیه ی هفتمِ همه ی کلمات اَمشهر اَممتروکتارِک اَمنشسته تهِ یک دریا آب َمنمیزند نبض، صدا حرکتصفحه ی مایلِ به سبزِ ترسپَسیفیک اَمترسی دِه اَم ای آرامنوش

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

پرسید صادقانه بگو یعنی یک بار هم حتی توی خیالت با او چنین و چنان نبوده ای؟گفتم نه! اصلاً دروغی برای گفتن نمانده بود! گفتم مثلاً همین الان چقدر دلم میخواست میتوانستم بغلش کنم که دوباره تکرار کردم: اما

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

هزار سال میگذرد که میانِ من و تو جنگ استحداقل یکی میانِ لشکریانِ سپاهِ ما هر روز شکستیکی از ما مُردبه قولِ تو ما زاییدیم، که همیشه حداقل یکی از ما ماندو این جنگِ تن به تن تمام نشد هرگز، حداقل برای یک

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

دشت های وسیعی هست.

دشت تا به آسمان.

دویدن هست.

نشستن.

من.

و تو.

اقیانوس هست غرق-شده در

ما.

باد هست،

برای بردن موها و خواندن همه ی سرودها.

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی